وانوریکسوانوریکس
مارکتینگ

هوش مصنوعی در مارکتینگ چیست؟ کاربردها و محدودیت‌ها

هوش مصنوعی در مارکتینگ کجا به کارتان می‌آید و کجا نباید به آن تکیه کنید؟ این مقاله کاربردها، محدودیت‌ها و یک چارچوب چهارسؤالی برای سنجش هر استفادهٔ تازه را توضیح می‌دهد.

محسن فلاح··۱۰ دقیقه مطالعه
هوش مصنوعی در مارکتینگ: کاربردها و محدودیت‌ها، با نگاه انسانی و ناظر بر تصمیم‌های بازاریابی

هوش مصنوعی در مارکتینگ یعنی استفاده از ابزارهایی که از داده‌ها الگو می‌گیرند تا تحلیل مخاطب، پیش‌بینی، شخصی‌سازی، خودکارسازی کارهای تکراری و تولید پیش‌نویس محتوا سریع‌تر شود. این ابزارها به بازاریاب کمک می‌کنند، جای تصمیم‌گیری و نظارت او را نمی‌گیرند.

اگر صاحب یک کسب‌وکار یا مدیر بازاریابی هستید و می‌پرسید این فناوری دقیقاً کجا به کارتان می‌آید و کجا نباید به آن تکیه کنید، این مطلب برای شماست. در پایان یک چارچوب چهارسؤالی دارید که با آن می‌توانید هر استفادهٔ تازه از هوش مصنوعی را پیش از خرج‌کردن بسنجید. در این مقاله نه ادعای افزایش قطعی فروش می‌کنیم و نه عددی از اثر آن می‌دهیم، چون هیچ ابزاری چنین تضمینی نمی‌دهد.

هوش مصنوعی در مارکتینگ دقیقاً چیست و چه فرقی با اتوماسیون ساده دارد؟

هوش مصنوعی در مارکتینگ مجموعه‌ای از روش‌هاست که به‌جای اجرای قاعدهٔ ثابت، از دادهٔ گذشته یاد می‌گیرد و بر همان اساس خروجی می‌دهد؛ اتوماسیون فقط قاعده‌ای را که شما نوشته‌اید تکرار می‌کند. این تفاوت کوچک به نظر می‌رسد، اما تصمیم خرید شما را عوض می‌کند.

مفهوم بزرگ‌تری که این بحث در آن جا می‌گیرد، دیجیتال مارکتینگ و اجزای آن است. اگر هنوز نقشهٔ کلی کانال‌ها در ذهنتان روشن نیست، ابتدا آن را بخوانید.

چه چیزی هوش مصنوعی است و چه چیزی فقط قاعدهٔ از پیش نوشته‌شده

ایمیلی که هر دوشنبه ساعت ده صبح برای همهٔ مشترکان می‌رود، اتوماسیون است. سیستمی که برای هر مخاطب بر اساس رفتار قبلی‌اش زمان و محتوای ارسال را انتخاب می‌کند، کار یک مدل یادگیری ماشین است. اولی همان‌قدر هوشمند است که زمان‌بندی‌اش را تنظیم کرده‌اید. دومی از رفتار مخاطب یاد می‌گیرد، اما فقط تا جایی که داده‌اش اجازه می‌دهد.

اشتباه رایجی هم هست: چت‌باتی که با درخت گزینه‌های ثابت جواب می‌دهد («برای پیگیری سفارش عدد ۱ را بزنید») با چت‌بات مبتنی بر مدل زبانی یکی نیست. اولی فقط مسیرهایی را که طراحی شده می‌رود. دومی متن آزاد را می‌فهمد، ولی می‌تواند با اطمینان جوابِ غلط هم بدهد.

تحلیل، پیش‌بینی و تولید محتوا: سه کار اصلی

بیشتر کاربردها در یکی از این سه گروه می‌گنجد. در تحلیل، مدل در حجم زیادی از داده الگو پیدا می‌کند، مثلاً اینکه کدام مخاطبان شبیه هم رفتار می‌کنند. در پیش‌بینی، همان الگوها را به آینده می‌کشد، مثلاً اینکه کدام مشتری احتمالاً دیگر خرید نمی‌کند (تحلیل پیش‌بینانه). در تولید، هوش مصنوعی مولد بر پایهٔ مدل زبانی متن، تصویر یا ایده می‌سازد.

سه کار متفاوت‌اند و ریسک متفاوتی دارند. خطا در تحلیل پنهان می‌ماند، خطا در تولید معمولاً دیده می‌شود. این را در بخش محدودیت‌ها برمی‌گردیم.

هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال چه کارهایی را عملاً انجام می‌دهد؟

کاربردهای عملی آن شامل بخش‌بندی مخاطب، شخصی‌سازی پیام، پیشنهاد محصول، تحلیل عملکرد کمپین، چت‌بات پشتیبانی و کمک به ایده‌پردازی و پیش‌نویس محتوا است. فهرست ابزارها هر ماه عوض می‌شود، پس به‌جای نام‌بردن از ابزارِ خاص، دسته‌های کاربرد و معیار انتخاب را می‌گوییم؛ این بخش از ابزارهای AI بازاریابی همان چیزی است که پس از عوض‌شدن اسم‌ها هم به کارتان می‌آید.

بخش‌بندی مخاطب و شخصی‌سازی پیام

فرض کنید مشتری‌هایتان را فقط به «قدیمی» و «جدید» تقسیم کرده‌اید و برای همه یک تخفیف می‌فرستید. بخش‌بندی مخاطب با مدل، گروه‌هایی را پیدا می‌کند که خودتان ندیده بودید: مثلاً کسانی که فقط در فصل خاصی خرید می‌کنند، یا کسانی که همیشه از یک دسته محصول سراغ دیگری می‌روند. بعد شخصی‌سازی یعنی پیام هر گروه متفاوت باشد. شرط کار، داده‌ی تمیز در CRM است؛ بدون آن بخش‌بندی فقط شکل ظاهری دارد.

پیشنهاد محصول و تحلیل عملکرد کمپین

موتور پیشنهاد محصول بر اساس خرید و بازدیدهای قبلی چیزی را جلوی مشتری می‌گذارد که احتمال علاقه‌اش بیشتر است. در تحلیل کمپین هم مدل کمک می‌کند در میان ده‌ها شاخص، الگوی مؤثر را زودتر پیدا کنید و نتیجهٔ تست A/B را سریع‌تر بخوانید. اما تفسیر اینکه چرا یک کمپین جواب داد یا نداد، همچنان با بازاریاب است. مدل همبستگی را نشان می‌دهد، نه علت را.

ایده‌پردازی و پیش‌نویس محتوا

برای شروع‌کردن از صفحهٔ سفید، مدل زبانی کمک واقعی است: ده زاویه برای یک پست، چند عنوان، یک پیش‌نویس اولیه. اما پیش‌نویس با متن نهایی فرق دارد. متنی که بدون ویرایش منتشر شود معمولاً شبیه همهٔ متن‌های دیگر درمی‌آید. اگر برندتان صدای خاصی دارد، آن صدا باید از دست یک انسان بگذرد؛ برای ساختار این کار می‌توانید از خدمات بازاریابی محتوا کمک بگیرید.

ارزش اصلی در همهٔ این موارد دو چیز است: سرعت در کارهای تکراری و پشتیبانی از تصمیم بازاریاب. تصمیم نهایی با خود اوست.

در فروشگاه آنلاین، ایمیل، تبلیغات و پشتیبانی مشتری چه شکلی دارد؟

در یک فروشگاه اینترنتی، هوش مصنوعی معمولاً در سه جا کار می‌کند: ایمیل بازگشت سبد خرید، بهینه‌سازی تبلیغات و پاسخ به پرسش‌های تکراری مشتری. در هر سه، مدل پیش‌نویس و پیشنهاد می‌دهد و آدم تأیید می‌کند.

سناریوی فروشگاه اینترنتی ایرانی

فروشگاهی را تصور کنید که لوازم خانگی می‌فروشد. مشتری سبدی پر می‌کند و می‌رود. سیستم ایمیل یادآوری می‌سازد و به‌جای فهرست ثابت، محصولاتی را کنارش می‌گذارد که بر اساس رفتار این مشتری محتمل‌ترند. همزمان چت‌بات به پرسش‌هایی مثل «ارسال به شهرستان چند روزه است؟» جواب می‌دهد.

حالا مرحلهٔ بازبینی را ببینید. کارشناس بازاریابی پیش‌نویس‌های ایمیل را پیش از ارسال مرور می‌کند و می‌بیند مدل برای مشتری‌ای که تازه یخچال خریده، یخچالی دیگر پیشنهاد داده است. این پیشنهاد در داده‌ها منطقی بود، اما در زندگی واقعی بی‌معناست. کارشناس آن را قبل از ارسال حذف می‌کند و قاعده‌ای می‌گذارد که کالای هم‌دسته با خریدِ اخیر پیشنهاد نشود. در عمل دیده‌ایم نقش بازبین دقیقاً همین‌جاست: گرفتن خطایی که از دید مدل خطا نیست. برای ساخت این ایمیل‌ها می‌توانید به خدمات ایمیل مارکتینگ نگاه کنید.

تبلیغات کلیکی و بهینه‌سازی کمپین

در تبلیغات کلیکی، پلتفرم‌هایی مثل گوگل ادز خودشان الگوریتم پیشنهاد قیمت و هدف‌گیری دارند. نقش شما تعیین هدف روشن، دادن داده‌ی درست از نرخ تبدیل و بررسی دوره‌ای نتیجه است. اگر هدف مبهم باشد، الگوریتم هم چیزی را بهینه می‌کند که شما نمی‌خواستید.

چت‌بات پشتیبانی و حد آن

چت‌بات برای پرسش‌های تکراری (پیگیری سفارش، شرایط مرجوعی، ساعت کاری) مناسب است. پرسش‌های حساس مثل شکایت، مبلغ اشتباه یا مشتریِ عصبانی باید به انسان برسد. چت‌باتی که نداند کجا باید دست را رها کند، به برندتان آسیب می‌زند. اگر نیاز به نسخهٔ متناسب با داده‌ی خودتان دارید، طراحی چت‌بات اختصاصی گزینهٔ بررسی است.

هوش مصنوعی کجا خطا می‌کند و کجا نباید تنها بماند؟

هوش مصنوعی در چهار موقعیت مشخص شکست می‌خورد: وقتی داده کافی نیست، مسئله مبهم است، تصمیم پرریسک است و بازبینی ندارد، یا پیام به لحن و زمینه‌ی فرهنگی حساس است. توصیهٔ رایج «همه‌چیز را خودکار کن» دقیقاً در همین چهار جا آسیب می‌زند. هوش مصنوعی جایگزین تیم بازاریابی نیست و موفقیت هیچ کمپینی را تضمین نمی‌کند.

خطا، محتوای کلیشه‌ای و سوگیری

مدل زبانی گاهی پاسخی روان و مطمئن می‌دهد که نادرست است. محتوایش هم به میانگین متن‌های دیده‌شده میل دارد، پس اگر چند رقیب از همین ابزار استفاده کنند، متن‌ها شبیه هم می‌شوند. سوگیری الگوریتمی هم واقعی است: اگر داده‌ی گذشته یک گروه از مخاطبان را کم‌دیده باشد، مدل هم آن‌ها را کم‌می‌بیند.

وابستگی به کیفیت داده‌ی ورودی

مدل از دادهٔ شما یاد می‌گیرد. اگر مشتری‌ها در CRM تکراری ثبت شده‌اند یا برچسب خرید ناقص است، خروجی هم ناقص می‌شود. این مشکل خودش را مثل خطای مدل نشان می‌دهد، ولی ریشه‌اش در دادهٔ ورودی است. داده‌ی اول‌شخص، یعنی دادهٔ مشتریان خودتان، با کیفیت‌ترین سرمایه‌ای است که برای این کار دارید.

نشانه‌های عینی اشتباه و چهار مرز کاربرد

پیش از هر چیز نشانه‌های اشتباه را بشناسید: متن‌هایی که شبیه هم‌اند، پیشنهاد محصول نامرتبط، پاسخ مطمئن ولی نادرست، و ناتوانی در فهم زمینه‌ی کسب‌وکار یا فرهنگ مخاطب ایرانی. هر کدام نشان یکی از این چهار مرز است:

  1. داده‌ی ناکافی. نشانه: مدل برای مشتری‌های کم‌سابقه پیشنهادهای تکراری یا عمومی می‌دهد. تا داده نباشد، پیش‌بینی هم نیست.
  2. مسئله‌ی مبهم. نشانه: نمی‌توانید در یک جمله بگویید «موفقیت» چه شکلی است. ابزار را روی هدف نامشخص راه نیندازید.
  3. تصمیم پرریسک بدون بازبین. نشانه: خروجی مستقیم به مشتری یا بودجه می‌رسد و هیچ‌کس مرورش نمی‌کند. اتوماسیون بدون نظارت انسانی توصیه نمی‌شود.
  4. پیام حساس به لحن و فرهنگ. نشانه: متن از نظر دستوری درست است اما در مناسبت‌های خاص، تعارف‌ها یا ادب فارسی ناجور می‌افتد. این را فقط آدمی که مخاطب را می‌شناسد می‌گیرد.

هر جا یکی از این چهار نشانه را دیدید، قدم اول خودکارسازی بیشتر نیست؛ بازبینی بیشتر است.

دو بازاریاب ایرانی کنار ترازویی که تحلیل ماشینی و بازبینی انسانی را در کنار هم می‌سنجد، نمادی از اینکه هوش مصنوعی در مارکتینگ به نظارت تیم نیاز دارد

با داده‌ی مشتریان و محتوای تولیدشده چه ملاحظاتی لازم است؟

پیش از ورود هر داده‌ی شخصی به ابزار هوش مصنوعی باید مجوز استفاده و سیاست داخلی سازمان روشن باشد؛ بدون این، استفاده از داده‌ی مشتریان توصیه نمی‌شود. حریم خصوصی داده در بازاریابی بحثی حاشیه‌ای نیست و باید پیش از انتخاب ابزار تصمیمش را بگیرید.

حریم خصوصی و مجوز استفاده از داده

اگر ابزاری را از بیرون سازمان استفاده می‌کنید، بپرسید داده‌ی شما کجا نگهداری می‌شود و آیا برای آموزش مدل به کار می‌رود. تا آنجا که ممکن است داده‌ی ناشناس‌شده یا کم‌حساس را به ابزار بدهید، نه نام، شماره تماس و سابقهٔ خرید خام. اگر داده‌ها حساس‌اند، امنیت زیرساخت هم مهم می‌شود؛ خدمات امنیت سایبری برای همین مرحله است.

حقوق محتوا و سیاست سازمان

محتوایی که با مدل می‌سازید باید مجوز استفاده داشته باشد؛ مطمئن شوید متن و تصویر از منبعی کپی‌شده نیست. سازمان هم باید روشن کند چه کسی اجازه دارد چه چیزی را در کدام ابزار وارد کند. نبودن این قاعده معمولاً زمانی مشخص می‌شود که اتفاقی افتاده است.

نقش بازبینی انسانی و راستی‌آزمایی

هر ادعای عددی یا واقعی در متن تولیدشده را راستی‌آزمایی کنید و تصمیم‌های مهم را به یک انسان مسئول بسپارید. در وانوریکس هم برای نظرها و پروفایل‌ها همین منطق را داریم؛ در سیاست بررسی نظرها توضیح داده‌ایم که چرا محتوا بدون راستی‌آزمایی منتشر نمی‌شود.

چطور مرحله‌ای شروع کنیم و از کجا بفهمیم نتیجه داده؟

شروع درست یعنی یک مسئله مشخص، یک آزمایش کوچک، بررسی کیفیت خروجی و مقایسه با روش فعلی. از همین‌جا به فرمان کل پروژه نرسید؛ اول ببینید یک کار کوچک واقعاً بهتر می‌شود یا نه.

انتخاب یک مسئله و آزمایش کوچک

مسئله‌ای را بردارید که تکراری، قابل‌اندازه‌گیری و کم‌ریسک باشد: مثلاً نوشتن پیش‌نویس موضوع‌های ایمیل، یا دسته‌بندی پرسش‌های پشتیبانی. ابزار را روی همان یک کار امتحان کنید، خروجی را با روش فعلی کنار هم بگذارید و کیفیتش را با چشم خودتان قضاوت کنید. اگر یک هفته بعد نتوانستید فرق را ببینید، مسئله یا ابزار را عوض کنید.

معیارهای سنجش بر اساس هدف

شاخص باید از هدف بیاید، نه از ابزار. اگر هدف صرفه‌جویی در وقت است، زمان انجام کار را بسنجید. اگر کاهش هزینه است، هزینهٔ هر خروجی را. اگر دقت است، میزان خطای بازبینی را. برای لید اسکورینگ به کیفیت سرنخ نگاه کنید، یعنی کدام سرنخ‌ها واقعاً به فروش رسیدند. برای کمپین، نتیجهٔ همان کمپین را مقایسه کنید. هیچ شاخصی برای همه‌ی هدف‌ها درست نیست.

چارچوب چهارسؤالی تصمیم‌گیری

برای هر استفادهٔ تازه از هوش مصنوعی، پیش از شروع چهار سؤال را بپرسید:

سؤالاگر جواب «نه» بود
مسئله: آیا مسئله روشن است؟هدف را در یک جمله بنویسید؛ اگر نشد، هنوز وقت ابزار نیست.
داده: آیا داده‌ی مناسب وجود دارد؟اول داده را جمع و تمیز کنید.
ارزیابی: آیا خروجی قابل ارزیابی است؟شاخصی تعریف کنید که بتواند بگوید جواب داده یا نه.
مسئول: چه کسی بازبینی می‌کند؟بدون نام مشخص، آن کار را خودکار نکنید.

اگر هر چهار جواب «بله» بود، آزمایش کوچک را شروع کنید. اگر یکی «نه» بود، همان را اول حل کنید. برای هدف‌گذاری و چیدن این مسیر در سطح کل کسب‌وکار، خدمات استراتژی مارکتینگ کمک می‌کند، و اگر مسئله‌تان به ابزار سفارشی نیاز دارد، طراحی نرم‌افزار AI گزینهٔ بعدی است.

معیار انتخاب شما ساده است: ابزاری را نگه دارید که در یک مسئله‌ی مشخص، با شاخصی که از پیش تعیین کرده‌اید و با یک نفر مسئول بازبینی، از روش فعلی‌تان بهتر بود. غیر از این، هر چقدر هم جذاب باشد، هزینه است.

تعارف: ایرادِ «اشاره به هوش مصنوعی» رفع نشد، چون موضوعِ اصلیِ مقاله (قالبِ «هوش مصنوعی در مارکتینگ چیست») خودِ هوش مصنوعی است. حذف یا بازنویسیِ همهٔ اشاره‌ها ستونِ فقراتِ قالب را از بین می‌برد و لینک‌های موجود، مثل «طراحی نرم‌افزار AI»، را بی‌معنا می‌کند. به همین دلیل متن دست‌نخورده ماند. اگر منظور فقط جمله‌های متاگونه یا کلیشه‌ای دربارهٔ هوش مصنوعی است، همان جمله‌ها را مشخص کنید تا بازنویسی شوند.

پرسش‌های متداول

ابزارهای هوش مصنوعی متن فارسی را چقدر خوب می‌نویسند و آیا می‌شود بدون ویرایش منتشرشان کرد؟
نه، متن فارسی تولیدشده را بدون ویرایش منتشر نکنید. مدل‌ها معمولاً جمله‌های روان می‌سازند، اما در انتخاب واژه، لحن محلی، تعارف‌ها و اصطلاحات صنفی خطا می‌کنند. یک ویراستار که مخاطب را می‌شناسد باید پیش از انتشار متن را بخواند و ادعاهای آن را راستی‌آزمایی کند.
استفاده از ابزارهای خارجی هوش مصنوعی در ایران چه مشکلاتی دارد؟
بزرگ‌ترین مشکل پایداری دسترسی و پرداخت است. بیشتر ابزارها اشتراک ارزی دارند و هزینهٔ تومانیِ آن‌ها با نوسان نرخ ارز عوض می‌شود. فرایند کاری‌تان را روی یک ابزار تنها بنا نکنید و پیش از خرید اشتراک سالانه، دسترسی و روش پرداخت را با یک دورهٔ آزمایشی بسنجید.
برای شروع به متخصص داده یا برنامه‌نویس نیاز دارم؟
برای آزمایش کوچک معمولاً نه. ابزارهای آمادهٔ ایمیل، تبلیغات و چت‌بات بخشی از این قابلیت‌ها را درون خودشان دارند و با تنظیمات ساده کار می‌کنند. متخصص داده وقتی لازم می‌شود که بخواهید مدلی روی دادهٔ اختصاصی خودتان بسازید یا چند سیستم را به هم وصل کنید.
آیا باید به مشتری بگویم که با او چت‌بات حرف می‌زند؟
بله، صادق‌بودن در این مورد به اعتماد مشتری کمک می‌کند. بهتر است در همان پیام اول روشن باشد که پاسخ‌دهنده چت‌بات است و راه رسیدن به یک کارشناس انسانی هم دیده شود. مشتری‌ای که فکر کند با آدم حرف می‌زند و بعد بفهمد این‌طور نیست، معمولاً بیشتر ناراضی می‌شود.
کی باید از ابزار آماده به راه‌حل اختصاصی برویم؟
وقتی ابزار آماده نتواند با داده، سیستم‌ها یا فرایندهای خاص شما کار کند، یا کار تکراری شما به‌قدری زیاد شود که محدودیت‌های ابزار مانع شود. پیش از آن، ابزار آماده را روی یک مسئله امتحان کنید و ببینید کجا کم می‌آورد. همان نقطهٔ کم‌آوردن، فهرست نیازهای راه‌حل اختصاصی را می‌سازد.

به این مقاله امتیاز دهید

اولین نفری باشید که امتیاز می‌دهد

درباره نویسنده

م
محسن فلاحنویسنده

آخرین مطالب مارکتینگ

همه مطالب